یک روزهایی هم هستند که سر کار خیلییی کار کرده‌ام. بعدش هم مثلاً خریدی چیزی رفته‌ام. بعد ساعت نه شب رسیده‌ام خانه و حتی شام هم نمی‌خواهم. دراز می‌کشم روی کاناپه رو به تلویزیون تا خستگی‌ام در رود، تا جان داشته باشم بروم توی تخت و شب به فنا...