اصولاً آدمِ خیلی تمیز و مرتبی نیستم، جز مواقعی که بیفتم به تمیزکاری.

این مواقع، مواقعِ خاصی هستند.

در انتشارات که باشم، این مواقع دو سه روز مانده به برگزاری هم‌اندیشی یا کارگاه یا جلساتِ خیلی خیلی مهم است. به این صورت که تمام محتویات کشوها و کمدها و قفسه‌ها و پوشه‌ها و زونکن‌ها و کتاب‌ها را می‌ریزم وسطِ اتاق و دوباره از نو می‌چینمشان. تمیز و مرتب...

در خانه که باشم، کافی‌ست اراده کنم درس بخوانم. آن‌وقت است که کمرِ همت می‌بندم و همه‌ی کابینت‌ها و کمدها و کشوها را ولو می‌کنم وسطِ زمین و آسمان و از نو سازمانشان می‌دهم...

وقتی افتادم به کار، بدانید که طوفانی در راه است.