حالت گرفته است و حوصله نداری.

جلسه‌ای داری که باید در آن کلی درس پس بدهی و نیاز به آمادگی قبلی دارد.

صبح آمده‌ای و تصمیم داری تا ساعت بشود 11:30 و جلسه شروع شود، همه‌ی مطالبت را آماده کرده باشی تا کامل بروی توی جلسه. 

در جلسه 4 نفر بیشتر نیستید.

یکی از اعضا می‌گوید نمی‌تواند بیاید.

جلسه لغو می‌شود.

همه خوشحال می‌شوند چون کلی مشغله دارند.

تو خوشحال می‌شوی و انرژی‌های نداشته‌ات برمی‌گردند.

تصمیم می‌گیری هزار تا کار بکنی.

انگاری بهت وقتِ اضافه داده باشند.

شاید حتی رسیدی به ترجمه‌های تلنبار شده روی هم‌ات...