همین حالا که به یادت افتادم

سرم را بلند کردم و 

خانه خالی بود

 

بیماری نادری‌ست

این که نگاهت

به هرچه بیفتد

دلت برای کسی تنگ شود

 

دارویی می‌خواهد

جوشانده‌ای از گیاهی زرد

که در گلو سبز می‌شود

و در دل ریشه می‌زند

 

قل قل می‌زند چشم‌هام

می‌جوشد اشک

 

*عنوان شعری از رضا جمالی حاجیانی