خواب بدی دیده ای پر از خبرهای بد. از خواب که می پری هوا تاریک است. گوشی ات را از روی پاتختی برمی داری تا ببینی ساعت چند است. می بینی پنج تا اس ام اس داری. ترس می ریزد در جانت که نکند خبرهای بد است. دانه دانه بازشان می کنی. خیالت که راحت می شود یک خروار صدقه می اندازی توی کشوی صدقه ها و دیگر جرئت نمی کنی بخوابی!