توی جنگل دیلمانیم. دارم یکی از نظرات وبلاگم را می خوانم که طولانیست.درخت هایی که روی شاخه هایش تا نوک درخت خزه بسته همه ی اطرافمان را گرفته اند. مه دارد می آید پایین. یکهو چشم می اندازیم و می بینیم تمام اطرافمان را مه گرفته. عاشق این فضای وهم آلود و بکر شده ام. هوا تاریک شده و آفتاب رفته پشت یک خروار ابر. 

احسان خواجه امیری توی گوشم می خواند: من امروز کجا و تو امروز کجایی!