این روزها را با تمام وجود دارم زندگی می‌کنم. انگاری روحی تازه دارم. اینکه یک عالم کار تازه و متنوع دارم برای انجام دادن یعنی خود زندگی. حتی اگر به این قیمت تمام شود که شب‌ها قبل از ساعت دوازده از خستگی بیهوش شوم و صبح‌ها ساعت 8 از خانه بزنم بیرون و هزار جا بروم و هزار جور مدرک آماده کنم.

 

دانشگاه و سفر دوست‌های تازه و پرانرژی منند!