من و احساس هایم مانده ایم سر چندراهی. این ده روز به غایت استراحت کرده ام. حالا تصور برگشتن به زندگی قبل و قبول وظیفه و صبح بیدار شدن و سر کار رفتن دشوار می نماید. از سوی دیگر هنوز یک هفته نشده دلم تنگ خیلی هاست. خیلی جاها. خیلی اتفاق ها. حالا تصور آینده ی طولانی دور بودن کمی غیر ممکن است. تنها راهش به نظر زندگی کردن در لحظه است و بس!