با دو تا از دوستانم نشسته بودیم به حرف زدن. داشتیم خاظره هایمان را مرور می کردیم.

فکر می کنم برای بار هزار در زندگیم بود که می گفتم چقدر لم می خواهد برگردم به سال ۸۵ و همه ی روزهایش را از نو زندگی.کنم.

حتی دوست های فیس بوکیم هم می دانند این آرزویم را بس که همه جا گفته ام.

بعضی آرزوها محالند!