سلام دوست جونای گلم.

ايشالا همتون خب خوب باشين.دلم براتون يه ذره شده بود.الا نمی دونين چقد ذوق زدم از اين که برگشتم و دارم می نويسم.

راستش دلک خيلی گرفته.از بی وفايی آدما.از اين که خيلی راحت آدم رو به بازی می گيرن. درسته اصلا برام مهم نبود.البته نه اينکه اصلا!ولی خب با لاخره وقتی يکی يه قولی به آدم می ده و بعدش می فهمی حتی ۱ ثانيه هم به قولش وفادار نبوده چه حسی به آدم دست می ده؟

ولش کنين!مهم نيست.

از همه ی اونايی که زحمت کشيدن و پيشم اومدن صميمانه ممنونم.از شرمندگيتون در ميام.!

تنهام نذارين!

بازم حسن ختام حرفام يه شعر که تازه کشفش کردم

    من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفايی

    عهد نابستن از آن به که ببندی و نپايی!!!