یکی برای اون یکی دو قسمت آخر شهرزاد رو آورده بود. پرسید کدوم بود گریه داشت؟ جواب دادم یکی مونده به آخری. و یادم اومد چقدر هق هق گریه کرده بودم با دیدنش. یه جورهای عجیبی دلم به اینجا بنده. اینجا می شه از دل گرفتگیام بنویسم و شاوغیام و غرهان. جاهای دیگه نمی شه. انگار فقط باید از شادیات بنویسی تا متهمت نکنن. القصه که هنوز میام اینجا، هنوز کامنتا رو می خونم. هنوز لبریز می شم.