سلام به دوست جونای گلم.

     بذارین راستش رو بگم.امروز آپ کردم که تولد خودمو به خودم تبریک بگم.این جا رو ساختم که حرفای دلم رو بزنم،سالگرد اتفاقایی که برام عزیزن رو بگیرم و خیلی چیزای دیگه.

     حالا یه سال دیگه هم گذشت.توی این یه سال اتفاقای تلخ و شیرین زیادی افتاد.بر عکس سالای دیگه که بیشتر اوقات کم اتفاق بود،از تولد پارسالم تا الان پر اتفاق بود.

     ولی سالی بود گه دوستش داشتم.با وجوداتفاقای بدی هم که افتاد.باید بگم خدا جونم مرسی که بهم سلامتی دادی که یه سال دیگه هم تولدم رو ببینم.

     خدا خودش می دونه تا سال دیگه همین موقع چه اتفاقایی قراره بیفته.فقط اینو می دونم که یه سال خیلی پر تلاش رو باید پشت سر بذارم.

     دوست جونای گلم!برام دعا کنین که کنکور سال دیگه رو با موفقیت پشت سر بذارم و اون رشته ای رو که می خوام قبول بشم!

     سعی می کنم هر وقت بتونم سر بزنم به اینجا.اگر دیر دیر بهتون سر زدم از الان عذرم رو بپذیرین.

مثل همیشه پایان حرفام با یه شعره:

 

من شکوفایی گل های امیدم را در رویاها می بینم،

و ندایی که به من می گوید:

...گرچه شب تاریک است،

                               دل قوی دار

                                                     سحر نزدیک است...!

 

(در ضمن یه اتفاق بدی هم افتاده.حدود 1 هفته پیش برادر دو قلوی دوستم مائده فوت کرد.به خاطر یه تصادف و بعد هم....! لطفا براش یه فاتحه بخونین!خدا بیامرزدش)