وقتی دل ارزش خود را از دست بدهد

چشمانت ديگر اشکی برای ريختن نداشته باشند

وقتی ديگر قدرت فرياد زدن را هم نداشته باشی

وقتی ديگر هرچه دل تنگت خواسته گفته باشی

وقتی ديگر قلم و دفتر هايت هم تنهايت گذاشته باشند

وقتی از درون تمام وجودت يخ بزند

وقتی چشم از دنيا ببندی و آرزوی مرگ کنی

وقتی احساس کنی ديگر هيچ کس درکت نمی کند

وقتی احساس کنی تنهاترين تنها هستی

وقتی باد شمع های روشن اتاقت را خاموش کند

چشمانت را ببند و از ته دل بخند...

که با هر لبخند روحی خاموش جان می گيرد و درخت پير جوان می شود

من که خودم واقعا به خنده اعتقاد دارم و هميشه می خندم.باور نداريد؟ امتحانش کنيد