نادر راست می گفت...نمی شه تو یه روز همه ی اتفاقایی که برای آدم می افته خوب باشن!

مثلاً صبحش امتحانه آیین نامه و شهرت رو قبول بشی، شبش از فامیل خبر برسه که امتحانه میان ترم زبان یکی با تاریخ برگشت مسافرتی که قرنیه دارید براش برنامه می ریزید، یکی ه وچون تعداد اون ها بیشتره تاریخی انتخاب بشه که خانواده ی تو نمی تونه بره! فکر کنننن!

خلاصهههه!

الاآن داشتم فکر می کردم اون دوستم یه چیزی می دونست که همیشه دوست داشت به عقب برگرده!

الآن انقدر دوست دارم برگردم به 4 سالگیم و دوباره زندگیم رو از اول بسازم.شاید گلی بهتر از اونی که تا حالا به سر خودم زدم، نزنم، اما فکر کنم بدترم نشه!

/ 5 نظر / 14 بازدید

خودم عاشقه این عکسم![تایید]

محمد جواد

چقدر شیرینی خامه ای با خامه فراوان دوست دارم . تبریک عرض می کنم خانم قبول دارید اگر 4 ساله شوید در همین لحظه روزگارتان بهتر از حال نخواهد شد؟!

مونا

وای نگار جون حوصله داری برگردی عقب؟!! من که شخصا همین گندایی رو می زنم که الان زدم.فقط یه جوری نشه 50سالت شد غصه 20سالگیتو بخوریا! دوستت دارم دیوووووووونه[قلب][ماچ]

شادی

من هم دلم خیلی می خواهد برگردم عقب به شرطی که بعضی چیزها را بتوانم عوض کنم. زود باش یه روز قرار بزار باید به من شیرینی بدی که قبول شدی. دلم برات خیلی خیلی تنگیده سیس!

شیدا

مبارکه[بغل] وبلاگمو حذف کردم اگه خواستی از پیوندها پاکش کن.