من امروز کجام و تو امروز کجایی؟

توی جنگل دیلمانیم. دارم یکی از نظرات وبلاگم را می خوانم که طولانیست.درخت هایی که روی شاخه هایش تا نوک درخت خزه بسته همه ی اطرافمان را گرفته اند. مه دارد می آید پایین. یکهو چشم می اندازیم و می بینیم تمام اطرافمان را مه گرفته. عاشق این فضای وهم آلود و بکر شده ام. هوا تاریک شده و آفتاب رفته پشت یک خروار ابر. 

احسان خواجه امیری توی گوشم می خواند: من امروز کجا و تو امروز کجایی!

/ 2 نظر / 10 بازدید
sina

سلام ؛ به هوا و درخت و دریا و...سرزمین نسیم های نشسته به خاک دیلمان که شما در این لحظات تنفس می کنید همه آنها را . ما در جنوب از گرما و شرجی چپه شده ایم ته یه اتاق و کولر را بغل کرده ایم که نفس بکشیم . ای کاش سر می خوردم تا آن هم طبیعت را دو دستی بغل می کردم و هم آغوش سبزه هایش می خوابیدم تا مهر ماه جنوب . خیلی خوشم امد از دلنوشته های شما به ما هم سری بزن . بد نمی گذره