نه فقط یکی

خیلی وقته دو تا از دوستانم لطف کرده بودند و دعوتم کرده بودند. اما نمی شد به کلی دلایل، که بنویسم...اما الان می خوام سعیم رو بکنم.

اول Sis خودم یعنی همون فصل شکفتن، که دعوتم کرده بود به این بازی که 7 تا آرزوی محالم رو بگم:

1......(اینو نمی گم چون نمی شه)

2. همه ی شعرهای فریدون مشیری و حافظ رو حفظ باشم.

3. هیچ وقت هیچ کس رو ناراحت نکنم.

4. بدترین روز عمرم رو که خیلی به امروز نزدیکه و هر روز که می گذره داره دورتر می شه، از صفحه ی زندگیم پاک کنم.انگار که هیچ وقت نبوده! هیچ وقت!

5.درس خون بشم.

6......(اینم نمی تونم بگم)

7.یکی از اینا واقعی می شد.


بازی بعدی رو دوست خوبم نگار دعوتم کرده. بازیش این طوریه  که با چند تا کلمه  وبلاگم رو تعریف کنم:

وبلاگم : یه بهونه ست، بیشتر وقتا غمگینه، شیطونه، پر از عشقه، تنهاست....

5 تا از دوستام رو باید دعوت کنم:

تارا، شادی، نونی، مریم،زهرا

/ 14 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ریحانه-ثمره

سلام نگار جان.خوبی؟ به مونا آق شاهی بگو آره خودمم!اومده بود وبلاگم و پرسیده بود خودمم یا نه! ممنون.

عین.فا

سلام. اتفاقی با وبلاگتون آشنا شدم . امیدوارم این آشنایی مقدمه ای باشه برای تعالی ما در وبلاگ نویسی. کاشکی شما هم رشته ادبیات باشید! آرزوی موفقیت.

ناطق

سلام . حالتون خوبه؟ ممنون كه بهم سر زدين . اين پيستتون خيلي جالب بود . راجع به اون هفت تا اميدوارم به همشون برسيد البته شما تواناتر از اين حرفاييد كه چنين كارهاي آسوني رو نتونيد انجام بدين . بعد چرا فقط 5 تا رو دعوت كردين بيچاره اين شيدا خانوم دلشو شكستين . شيش تاش كنيد تا ايشون هم تشريف بيارن و خوشحال شن [گل]

شیدا

هااااااا؟! نه بابا...من کی تو رو مسخره کرده ام؟؟ اصلا به من می اد کسی رو مسخره کنم؟ به دل نگرفتم اصلاااااااااااااااا عصبانی هم نشدم ابدااااااااااااااااااااااااا[قهر]

عین.فا

سلام. اومدن به وبلاگ سرکار مطمئنا از افتخارات من خواهد بود و الان اتفاقا در وبلاگ دوست دیگرمون نوشتم که معاشرت من با انسان های آزاده ای چون شما که فارغ از دغدغه های مادی، علوم انسانی رو پیگیری می کنند از جمله آرزوهای من بوده و هست. کلی خوشحال خواهم شد که باز هم به وبلاگم سر بزنید، نظرتون رو بگید، وبلاگ هم دیگه رو لینک کنیم و دیگر اینکه، دوستانتون رو که در رشته های علوم انسانی درس می خونند و صاحب وبلاگند رو بهم معرفی کنید. یک دنیا ممنون. آرزوی موفقیت.

مریم

این بازی آرزوهای محال آدم رو یاد طلبکاری هاش می ندازه! احولات آخر ترمی تون چطوره؟!

تارا

سلاااام دوست جون ماهم!چطور مطوری؟[لبخند] هوووم....بذار فکر می کنم بعد با دست پر میام تو مهمونیت شرکت می کنم....آخه دست خالی که آدم پا نمیشه بره مهمونی به اییییین مهمی![چشمک] رادیو چه خبر؟شایعات درست بود؟اگه درست بوده باشه می گم چطوره یه سر بزنیم رادیو گفتگو به آقای ناظمی اینا!ها؟چطوره؟[سوال][عینک]

تارا

خوبم عزیزم.مرسی.تو چه خبر!شنیدم صداقتی از جلوتون رد شده و ندیدینش![نیشخند] آره مثل اینکه شایعه بوده.فقط یکی از برنامه ها تعطیل کردن رفتن.(زهرا می گفت)

etee

تب تند زندگی رو نمیشه تو چهره ها دید نمیشه تلخی اونو از دل حادثه فهمید زندگی شاید یه قصه است چه بدو چه خوب باید ساخت توی شطرنج دقایق نباید به سادگی باخت این دروغ هر کی میگه گذر ثانیه کنده زندگی کن تا بفهمی تب زندگی چه تنده چرا دشمنی و کینه وقتی زندگی دوروزه نذارین همین دوروز هم تو آتیش غم بسوزه [گل]

قاسم

خب هیچ کدوم رو که نتونستی بگی [چشمک]