من دیگر هوس تنهایی نخواهم کرد.هیچ وقت!

      تو دیگر داری بزرگ می شوی. ۵ سالت است...چه چیزهایی که ندیده ای ها! خودمانیم. تا حالا هم خوب دوام آورده ای! بهونه ی من! عزیز دلم! همراهم. دلم را تاکنون نشکسته ای...اما شکستگی دلم را زیاد دیده ای. کار دیگری ندارد این دلم جز شکستن. الان نمی توانم اسمش را بگذارم شکستن. انتظارش را داشتم. چنین روزهایی بالاخره باید می رسیدند. خدا تحملش را می دهد.مگرنه ؟ شک ندارم که می دهد.

     می گویند صلاح کار کجا و من خراب کجا....جناب لسان الغیب می گوید. دوست جدید این روزهایم است. خب حتماً راست می گوید. سر تعظیم در برابر تقدیر فرود می آورم و می گویم شکر.

 

     بهونه ی من!‌مثلاً بهانه  آمدنم تبریک تولدت بود. شرمنده ام! این روزها حرف هایم زیادند. گوش شنوا می خواستم که الان اینجا کمی تخلیه شدم.باقیش بماند در دلم. مثل موزه ها. به زودی حرف هایم کلنگی می شوند....

/ 37 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ما همه یه بهونه ایم

بهونه ها همگی بهونه اند برای زنده موندن و زنده موندن بهونه ایست برای نمردن

شیدا

جالبترین بخشش اینه که به زور به دنبال بهونه ایم برای زنده موندن... دریغ که هیچ کدومش دست ما نیست. تولدش مبارک[گل]

محمد یاسر هدایتی

سلام. همچنین. چشم. اگرچه به چهره گمتان کرده ام. اما همه ی خیر ها بدرقه تان.

عاطفه

سلام! من خو نکو عوض کردم!! میای کمکم؟![شوخی]

مهر

خوب! تولدت مبارک وبلاگ نگار!

سمیه

شما خداییی نکرده یه وقت زبونم لال آپ نکنیا!!ّ اصن فکر نکن که دل ما هم بدجور برات تنگیده[تعجب] بدو دیگه[گریه][عصبانی]

نگار

سلا نگار جون.خوبی؟آپ نمی کنی؟من به روزم.یه سری بهم بزن[ماچ][گل]

مونا

وقتی که نگارعجایبی آپ نمی کند...روزها...ماه ها...و شاید حتی سال ها... نکنه خبریه کلک؟!!