غربت

واژهٔ «غربت» به نظرم خیلی لوس شده. انگار از شدت مفهومش کم شده.
یه چیزیه که نمی‌تونی تعریفش کنی.

نمی‌تونی شدتش رو توصیف کنی...

شاید فقط بتونی بگی اون حالی که صبح از خواب بلند می‌شی ولی توی تخت می‌مونی تا نزدیکای بعدازظهر که همه توی شهر خودت بخوابن٬ بعد تازه با سردرد بیدار شی و فکر کنی امروز هم هیچ کار مفیدی نکردی٬ همون حاله غربته!
شاید بتونی بگی اون حالی که حس کنی همه باهات غریبه‌ن٬ حس کنی اینجا مال تو نیست٬ اون غربته!

شاید اون دلتنگی شدیدی که برای مادرت داری٬ اونو بشه بهش گفت غربت...

 

هزار تا حال دیگه هم هست که نمی‌شه نوشتشون٬ ولی وقتشه حسش می‌کنی مطمئنی غربتی که می‌گن همینه!

 

 

/ 0 نظر / 40 بازدید