من و همیشه خودم

و از امروز رسماً‌ در تابستانم!

برنامه زیاد است برای هر روز! سرم رو که می چرخونم یه کار دیگه اضافه می شه...

چرا من انقدر از حدس زدن بدم میاد؟! همش هم می گن حدس بزن!‌

داشتم فکر می کردم که چه تابستون با مزه ایه!‌

یعنی امتحان رانندگی  قبول می شم؟!

چرا توی وبلاگ کلاس، غیر فعال شدم!؟

به قولم که حتماً‌می تونم عمل کنم،نه؟!

اون کسی که سلام کرده و دلخوره(منظورم توی کامنت های پست قبله) کیه!؟

چقدر خوبه آدم یه استاد رو خیلی دوست داشته باشه و مثل اکثر قریب به اتفاق اساتید محترم حس انزجار در انسان به وجود نیاره!!!! حداقلش اینه که همیشه چه سر کلاسش چه سر امتحانش آرومی!

/ 13 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساقی میگساران بی خم و می

ساقیا از سر بنه این جام را خواب کن این دیده ی بی تاب را ...

shakhe_nabat

نگار جونم چه خوبه که تو هنوز هم می نویسی. و هر روز هم بهتر از دیروز ( دینگ دینگ...) و چه خوب که من بعد از مدتها فرصت گردم یه سر به وب بزنم. دلم برای وبلاگ خونی تنگ شده. و شاید وبلاگ نویسی هم... امروز خواستم برم تو وبلاگ خودم که به زور پسوردش یادم می یومد. وقتی هم یادم اومد هر چی فکر کردم که چی بنویسم..باز هم چیزی یادم نیومد. این هم از اثرات کهولت سن است دیگه. ایشالا خوش و خرم باشی. شنبه هم بهموم خوش بگذره. دوشنبه هم بتونم مرخصی بگیرم. شاید یه دلی ازعذا در بیاریم [نیشخند]

شیدا

یک سوال: اون استاد لاجوردی که نیست؟ هست؟

عین.فا.

سلام. کلی کم پیدایید چرا؟! دعوتتون می کنم که به شرط حوصله و فرصت، سری به وبلاگ حقیر من بزنید برای خوندن مطلب جدیدش. مطمئنا نظر ارزشمند شما مقدمه ای خواهد بود برای تعالی من در وبلاگ نویسی. آرزوی موفقیت.

ناشناس(سوکوت تنهایی)

سلام خانومی دست به نوشتنت محشره همیشه شاد و موفق باشی و مستدام در نوشتن شاد باشی ایشالا به هر چی که تو این تابستون و زندگی قول دادی عمل میکنی مطمئن باش[گل]

تارا

نگاری فکر کنم کامنتی که واسه شیدا می خواستی بذاری رو اشتباهی واسه من گذاشتی!!!!

شیدا

نگار کامنتی که برای تارا می خواستی بذاری رو هم برای من گذاشتی. حواست کجاست پس؟

مریم

کامنت ناشناس دوست دارم بعضی وقتها!اینجوری یه آدمی هست که می شناسه تو رو و می تونه هزار نفر باشه،اگر بفهمی کیه می شه یک نفر!

محمد جواد

بالاخره تموم شد این امتحان های لاکردار؟ اگه اهلش هستی برو سفر تابستون رو ساختن برا مسافرت به مولا

کرگدن بانو

پس خوش به حالتون با تابستون!من که نفهمیدم چی شد که دیگه نه تابستون دارم نه تعطیلی و نه هیچی بس که همیشه در تعطیلات به سر می‌برم! نگار نازنین خیلی اذیت نکن خودتو به قول تائو: اتفاقات رخ میدهند و او به آنها اجازه روی دادن میدهد موارد مختلف ناپدید می‌شوند و او به آنها اجازه از بین رفتن میدهد او دارد بدون آنکه مالک چیزی باشد عمل میکند بدون اینکه امتظاری داشته باشد :)